شر وه نوشته ها
فرهنگی-ادبی- خبری -تحلیلی
RSS طراح قالب وبلاگ پروفایل تماس با مدیر منوی اخبار صفحه اصلی
موضوعات
فرهنگي
پیوندها
نوری
بوطیقا
مجتمع نشر هنگام
باشگاه خبر نگاران جوان
دیلم پرس
نشر الکترونیکی کتاب راه
نشر کتاب سبز
بشارتی
دریا دلان -جنوب
نشریه آفتاب جنوبی
سایت ادبی وستا
سایت نیمدری
شهرستان ادب
صندوق حمايت از هنر مندان
نقد شعر
سايت شعرانه -
دوشنبه
سايت ادبي مايا
آن دیگری
وبلاگ نویسنده
شابک
حاجی زاده
صفحه من در سایت کرباس ادبی
سایت ادبی کرباس
تا دانه
نشریه پیاده رو
نشریه گیور ادبی
خبرگزاری کتاب
فراخوان های ادبی
پایگاه خبری جایزه ادبی لیراو
سازمان اسناد و کتابخوانه ملی ایران
سایت ادبی نورهان
خوانا نیوز
نشریه ادبی
سایت عقربه ها
کانون ادبی چوک
سایت لوح
فرهنگ وادب
کلهر نویسنده
ترنج نامه
سایت دکتر اشک داهلن
مجله نصور
ادبیات رادیکال
ماندگار
سایت مجله فیروزه
سایت ادبی
سایت ادبی مد ومه
سایت ادبی دانوش
ادبیات ما
مرور ادبی
زخم های من
كتابخانه مجازي
سايت هاي خبري وروزنامه هاي ايراني
آموزش عروض شعر پارسي
سايت آدم برفي ها
خبرگزاري ايلنا
روزنامک پايگاه اطلاع رساني
خبر گزاری ایکنا
وب داستانهای حمید رضا اکبری (شروه)
خبرگزاری -ایرنا
فارس
ایسنا خوزستان
رضا طاهری
مجله ادبی کندو
کتابخانه الکترونیکی
فارسی ساز
طراح قالب وبلاگ
پیوندهای روزانه
نوشته من در سایت ادبی صحنه ها
نوشته من در سایت هجوم ادبی
معرفی کتاب من در سایت وازنا
نوشته من در سایت هشتاد
مطلب من در سایت مرور
معرفی کتاب من در سایت والس
نوشته من در سایت مرور
شعر من در سایت رندان
نشستی با یک مدیر سایت ادبی
شعر من در وازنا
شعر
شعر من در سایت مرور

نقد يكي از شعر هاي من در خانه نقد
شعر های من در سایت جغد
شعرهای من در سايت پياده رو

آرشیو پیوندهای روزانه
طراح قالب وبلاگ
Powered By BLOGFA.COM
کوبانی وطن من است

 

جنگ از صفحه تلویزیون به خانه ام ریخت

کوبانی  با زنان حماسه ایش !

پشت تپه ها همه  مبارزند 

و آن طرفتر جام های شراب دوره می گردد

که انگاری خون کودکان به دنیا نیامده کوبانی ست !

می نوشند

و مرگ متاسفانه کنار ما تنها قدم می زند .

کوبانی !

صدای وطن من است

وطن ترانه فریاد

و فریاد همین خلاصه نشنیدن است .

دهانم به آنجا نمی رسد  تا برای زنانت کل بکشم

که آزادی  همین

از دهان تفنگتان آغاز می شود .

مرثیه برایتان حرام است

دست می زنم

سماع می کنم

کوبانی دوباره جان می گیرد

با همین سر های بریده

همین دست های نداشته ات .

کوبانی مادر زمانه است

و عاقبت سیبی ست  که شیرین می ماند .

 

حمید رضا اکبری شروه -1393-بوشهر


جایگاه اجتماعی رشته ادبیات در معرض خطر است

دانشجوی ادبیات فارسی هم می‌تواند پژوهش‌گر خوب باشد
فرهنگي و هنري  11:41:53 1393/07/20

937-11480-5 كد خبر

 

 

یک شاعر  و منتقد ادبي معتقد است:  جایگاه اجتماعی رشته ادبیات در  معرض خطراست.

 حمیدرضا اکبری (شروه) در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ اظهار کرد: زبان فارسی هویت ملی ما است. اهمیت این زبان آن قدر زیاد است که در کشورهای اروپایی کرسی‌های ادبیات فارسی در دانشگاه‌هایشان تاسیس شده است.

 او ادامه داد: ادبیات فارسی در کشور ما مهجور واقع شده و اکنون به جایی رسیده که وقتی به فرزند خودمان رشته ادبیات را به عنوان رشته‌ای دانشگاهی پیشنهاد می‌کنیم می‌گویند بازار کار ندارد و این ضربه مهلکی به هویت ملی ما است.

 اكبري با اشاره به این که راهکارهای بسیاری برای ایجاد بازار کار ويژه فارغ‌التحصیلان ادبیات وجود اظهار کرد: یکی از این راهکارها راه‌اندازی بنگاه‌های نشر و ترجمه است و راه دیگر استخدام آن‌ها به عنوان ویراستار در دستگاه‌های اجرایی است. دستگاه‌های اجرایی مي‌توانند در بخش مکاتبات‌شان از فارغ‌التحصیلان رشته ادبیات استفاده کنند.

 او با بیان اين كه با یک آسیب‌شناسی جدی در حوزه ادبیات فارسی مي‌توانيم به این نتیجه برسیم که اوضاع دانشجویان رشته ادبیات فارسی بسیار وخیم است توضيح داد: متاسفانه به این رشته بها داده نمی‌شود و در حال فراموشی است و دیگر کسی حاضر نیست در این رشته به تحصیل بپردازد.

 

اين منتقد ادبي تاكيد كرد: دولت‌مردان باید برای فارغ‌التحصيلان رشته ادبيات کارهایی را پیش‌بینی کنند و با توجه به ارتباط مستقیم رشته ادبیات با حوزه فرهنگ باید چاره‌اندیشی برای آن‌ها صورت گیرد و این رشته تقویت شود.

 وي ادامه داد: ما در حوزه ادبیات فارسی همه چیز داریم اما متاسفانه برخی از استادان این رشته خیلی ضعیف عمل می‌کنند و فقط در کلاس‌هایشان کتاب‌هایی که جزو منابع درسی است را می‌خوانند و دانشجوها را به حال خودشان رها می‌کنند و فقط به سر کلاس آمدن بسنده می‌کنند.

 او با اشاره به اين كه در حوزه ادبیات جای پژوهش بسياري وجود دارد گفت: دانشجوی رشته ادبیات فارسی از منظر من می‌تواند یک پژوهش‌گر خوب باشد.

 اكبري تصريح كرد: متاسفانه ما در دانشگاهای ‌ما به ادبیات معاصر نمی‌پردازند و فقط به ادبیات کهن بسنده کرده‌اند و این اشتباه است. متولیان دانشگاه‌ها باید مدت زمان کارشناسی را طوری برای یک دانشجوی ادبیات برنامه‌ریزی کنند که با ادبیات کهن آغاز و به ادبیات معاصر ختم شود.

 اين شاعر تاكيد كرد: بسیاری از دانشجویان رشته ادبیات ما اصلا با جریان‌های ادبی معاصر آشنایی ندارند و این مشکل بزرگی برای دانشجوی رشته ادبیات فارسی است.  ما باید علاوه بر ادبیات کهن به ادبیات معاصر نیز بپردازیم و دانشجو را به سمت ادبیات معاصر سوق دهیم.

 او  اظهار كرد: دانشجویان ما در حوزه ادبیات باید همه فن حریف باشند. متاسفانه در دانشگاهای ما در مقوله پژوهش خیلی کم‌کاری می‌شود. اگر دانشجو  به سمت کارهای پژوهشی سوق داده شود می‌تواند خیلی از مسایل را بشناسد و حل كند.


چند شعر ک -حمید رضا اکبری شروه -1393-بوشهر

1

خط خورده این همه آرزو

من می دوم

دنبال آنکه نیست !

2

باز می گردی

و تمام غروب  عطر می گیرد

بازگشتت خیلی زنانه است .

3

یک موسیقی

ومن اوج می گیرم

در ارتفاع نت ها

برگشتنی  برایم سازکوک کن

اگر نمرده باشم .

4

دست به دست می شوند

نامه های عاشقانه

رابطه ها همیشه پنهانی نیست !

5

صدو چند سالگی ات  یادم هست

ولیعصر

انقلاب

بارانی که نبارید

و خط کشیدی

تا آلزایمر بمیرد


«شروه» کاشف واژگانی است که کمتر کسان از آن بهره جسته اند

  

 آرتنا: حمید رضا اکبری (شروه) در مجموعه «این یک جنازه ی عشق است» به دنبال تشخص بخشیدن به ذات و سیرت کلمه است.

 

نوشته: سلبی ناز رستمی

 

 

 

 

 

 

حمید رضا اکبری(شروه) متولد 1349 دراحمد آبادِ آبادان اما اصالتن اهل منطقه لیراوی استان بوشهرمی باشد.شاعر، نویسنده ، محقق و پژوهشگر- روزنامه نگارومنتقد اجتماعی که برای اولین بار چاپ آثار خودرا ازسال 1373 آغاز نمود و صاحب مجموعه اشعار"افقهای خیس"(1373)،حوزه هنری تهران،"پشت صداهای سنگ"(1381)، عرج نور،"وقتی سکوت می خواند"(1385) نشر شیلاو، "اگربگویم عاشقم دروغ گفته ام"(1388)،،"شنیده بودم جنگ"(1389)،نشر نیلوفران،"لیلی می شوم تا شعر گریه کنم"(1391)،فراگاه، ومجموعه شعرهای نشرالکترونیکی"برف را آب شده می خواهد"(1391)، و"این یک جنازه ی عشق است" (1393) را درکارنامه ی آثار ادبی خود به ثبت رسانده است.

    حمید رضا اکبری شروه ازجمله شاعران معاصری است که با فروتنی وتواضع درجامعه ی ادبی شعرتوانسته با رویکردی کلامی، نوعی متفاوت سرایی  چه در زمینه ی اجتماع ، جنگ ، زندگی ، عشق وچه با کارکترهای واقعی ، منجربه تقویت همان اصالت هایی شودکه در همه ی زبان ها و اصولا"در ادبیات معاصر بیان گر ذوق و استعداد ، قریحه وصفات ، افکارو تصورات، عواطف و احساسات ، که هر کدام به شکلی در ساختار اجتماعی، تاریخی ، فرهنگی، و ادبیات در خور تأمل و بررسی می باشد. از رهگذر همین عوامل آثار این شاعرگرانسنگ به لحاظ قالب ، فرم وزبان از شگردهای ادبی بهره برده است. زبانی نرم ، موجز ، فوق العاده توانا که توانسته به واسطه ی همین قدرت درون تمام امکانات ادبی را با همان ظرفیت ذهن خیال باف و شاعرانه ، معیارهای ادبی اش را نیز اندازه بگیرد. غنای زبانش محصول بینش و منشی هایی هست که از نحوه ی ارتباط با طبیعت ، نگاه ژرف و چند سویه اش به دامنه ی بیکران هستی بیش از هرچیز دیگری به عمق گرایی شاعر دامن می زند. از این روست که صنایع ادبی ، متقابلا"با زبان پربارادبیات در جهت برجسته سازی های ظاهری کلام، تشبیه، استعاره، نمادهای غیرمستقیم و متناقض را به شکل هنرمندانه ای وارد اشعارش می کند.   

    مجموعه شعرالکترونیکی"این یک جنازه ی عشق است" ازجمله آثارپرمایه ی این شاعرعاشق است که در60 صفحه به چاپ رسیده است.(این دو مجموعه ی الکترونیکی؛"برف را آب شده می خواهد"و"این یک جنازه ی عشق است" به واسطه ی محتوای نزدیکی که با هم دارد می توانست با یک نام و به شکل کتاب عرضه شود تا به شکل نشر الکترونیکی که کمترکسانی به خوانش آن می پردازند.). البته این دلیل برآن نیست که مخاطب خاص خودش را نداشته باشد.به هرحال حمید رضا اکبری شروه ازشاعران برجسته ی معاصر است که برای حافظان تبار مجازی نیز چهره ای شناخته شده به شمار می آید. شاعر در این مجموعه هم به دنبال تشخص بخشیدن به ذات و سیرت کلمه است. به بیانی دیگر از ابزارکلمات در جهت وصول به صورت گرایی شعر بهره میگیرد.

    نکاتی که دراین مجموعه به شکل پررنگی به چشم می خورد:

طبیعت
   شروه درکنار قبضه کردن طبیعت  با روح و جان شعر می آمیزد. عناصر موجود در طبیعت را به شکل ماهرانه ای به تسخیر واژگان در می آورد. تماشاگری که کارش تماشا گه رازست. این رازداری در لابلای اشعارش به وضوح نمایان است. با ذوق شاعرانه و نگرش خاص خود تحولی شگرف واثری محسوس از طبیعت را برای خواننده ی اشعارش تعریف می کند. کلمات در شعرش حجمی گسترده تر دارد وغالبا"دریک بند افاده ی معنا نمی کند،آنگاه با قدرتمندی تمام طبیعت را به ابزار شعرش تبدیل می کند.به طوری که در بحبوحه ی خوانش به استحکام کلمات ، درسطح، عمق ،بافت متکثرترین شکل و معنی را می توان دراشعارش مشاهد کرد. گاهی هم سکوت می کند و آن را لازمه ی نگاهی می داند که هماره در جریان است ، راه می رود، فکر می کند ، وگاهی هم می تپد. این بصیرت از همان نگاه متمرکزش از روح سیال و زنده ی طبیعت ناشی می شود.

همین بهار کوچ *مال کنون(ص51)/قاره ای که جریانی از کارون ندارد(ص48) /گم شدیم/مثل موجی که بازمی گرددبه دریا(ص27)/کنار رنجی از آب و علف (ص23)/واین برف پلاسیده ی جاری (5)/ تا میانتان می سوز ستاره و حرف(5)/سایه اش تفسیری تازه برارواح آب (ص6)/خواب را بسپاریم به باد(ص21)/آسمان همیشه با ابرهایش پاره پاره نیست(ص10)/شاید زمین در من سقوط کند(8)/ توفان که هیچ گردباد هم کمر خم نمی کند(15).... کش

کشف تصاویر

    دراین مجموعه شاعربا خلق تصاویرتازه و بدیع به پویایی شعرش توجه می کند. شعری پویا که هرکدام از جایگاه عینی و ذهنی پر انرژی و از لحاظ ابژکتیو به سوبژکتیو از صلابت قوی برخورادر می گردد. این تبادل هم زمان از هرطرف به جاذبه ای دلنشین و همچنین به کنش و واکنش دریافت های متفاوت خواننده نیز منجر می شود. به هرحال شروه کاشف واژگانی است که کمتر کسان از آن بهره جسته اند. آراگون می گوید:« هر تصویردر هرزمانی خواننده را وادار به تجدیدنظردر کل هستی می کند.» یعنی اینکه تصاویر هم در شعر شروه با جهان هستی در ارتباط تنگاتنگ به سر می برد.

شراب بیاور به سلامتی مرگ!(ص3)   عینی + ملموس = ذهنی + محسوس

 به سلامتی مرگ شراب بیاور      ذهنی +محسوس = عینی + ملموس

آنان که ایستاده می میرند/مردانه می میرند(ص3)/خاردیدم، خارشدم(ص4)/تن به تن جنگم با توست/صلح کی می آید؟!( ص4) جنازه ی این عشق حرفی تازه ندارد(ص5)/آویزان آن خانه / مثل پنکه های پر صدا/ ترانه دلم بی نت نان(ص6)/ نگاه دوخته ات را که برداری / من دکمه هایم را بسته ام(ص7)/ طناب شکل آخرین کسی ست/ که نفسی می کشاندش به دار(ص8) / اسب میخواهم با نقطه (ص9)/ تا در دهانی به آغاز بمیرد(ص 14)و...

زبان
  زبان در اشعار شروه زبان ادبی است.گاهی هم به تناسب فضا ، سبب ایجاد حس هم ذات پنداری درخواننده می شود. گاهی هم تحت تاثیر اصطلاحاتی ادبی و برانگیختن عواطف و احساسات مخاطب. شروه برای رسیدن به زبانی نرم ، موجز ، شاعرانه از امکانات مختلف زبانی مؤثر چون؛ کنایه ، تشبیه ، مجاز ، استعاره ، نماد ، ضرب المثل بهره می گیرد تا با استفاده از ابزارهای هنری –ادبی بر قدرت کلامش بیفزاید. عناصر ادبی موجود در اشعار

مجاز:
کاربرد مجاز در" این یک جنازه ی عشق است"از بسامدی بالای بهره برده است. به چند نمونه اشاره می کنم. خونش به آسمان رفت(ص60)/ (روح از جانش جدا شد.)،ازحوصله دوری(ص60)/(بی قراری، تاب ازدست داده و...)،خون کردی (ص60)/(قتل کردی )، زبان زدم به تهش (ص58)/(زبان= ذکرکل اراده جزء)، زمستانم سر رسید(ص55)/ (پیر شدم) و...

کنایه:
 شاعر در این مجموعه کنایات را به شکل ماهرانه ای وارد شعر کرده است. بال بال می زنم(ص19)/ سنگ آب می شد زیر دستت (ص20)/ فقط به دنده چپی که خالی می شوم(ص19)/چسب های دوقلو...(ص20)/زیر یک ستاره می خوابد(ص23)/دستی روی دستم ماند(ص28)/بین من و همین دستهای آزادی (ص33)/سربه هوا(ص38)/به پستان مادرش را می گزد(ص40)/ که به زیر عطسه سیاهت گرفته ای (ص42)و...

تشبیه:
این مجموعه از حیث تشبیه بسیار غنی است.

تمامی اشعار:زیر همین پنجره های عشقبازی(ص44)

تمامی اشعار:زلف این آه کوتاه (ص45)

تمامی اشعار: دوزخمه نواخته(ص47)

تمامی اشعار:قصه ای تازه از راه رسیده است(ص56)

و تمامی اشعار:یک تنم مثل یک اسب لخت(ص58) و...

جان پنداری:
این ماشین هاکرشمه ی منند(ص9)/کوچه هم گاهی فکرش به خیابان می ریزد(10)/وکوچه معطل است(ص12)/بگذار باد نفهمد(ص13)/کتابخانه گیسوی تو می شود (14)/آفتاب را از رد من بگیر(ص16) و ...

ضرب المثل:
 گاهی شعرها هم زاینده ی ضرب المثل های تلخ ، شیرین ، عبرت آمیز و ...به شمار می آید. این کرم از درونم بیرون زده است(ص16)/بال بال می زنم(ص19)/سنگ آب می شد زیر دستت (ص20)/یا حضرت جرجیس(ص2)/خدا رفیق روز تنگ نیست(ص2) /خار دیدم خار شدم( 4)/کار از کار گذشته (ص49)/تا میانتان می سوزد ستاره و حرف!(ص5) و...که به ادیبانه ای از آن ها بهره برده است.

نماد ونماد گرایی:
برخی ازکلمات در"این یک جنازه ی عشق است"کاربردی نمادین دارند. برجسته ترین آن ها «یا حضرت جرجیس »،«گوسفندهای موسی آب می خواهد» و واژه هایی چون؛تا ازدهانت بیداری می نوشد(10)/و صدایی می ماند که نمی رسد(ص18)/فرزندی نامشروع و...که عموما"به توصیف وضع خفقان اجتماع می پردازد. پروسه ی نوامیدی ویأس بیشتر از شور و امید در جریان می باشد.

عشق
   اکثراشعار شروه ازقاموس عشق سرشار است. بنابراین نمی توان اذعان کرد که عشق در منظرگاه شروه یک عشق افلاطونی میباشد عشق های زمینی به شکل بارزی نیز در لابلای اشعارش لحاظ می شود. عشق و وحشی گری باهم مثل ؛

از زنانگی ات دور شدی/کارد دست گرفتی/ وچیزی تورا نرقصاند/خون کردی و...(ص60)

دکمه های پیراهنم باز شد/ دست و پا زدی/ من مرد شب شدم و.../تاآغوشت دورم حلقه زد(ص58)

عاشق برفم می کنی/ در یکشنبه های تن نازی ات ، به نازتن(50)

این پستان بزرگ مکیدن دارد / در راس معادله تو هستیی!(ص48)

و چند شعر به طور مشروح به همین مقوله می پردازد. شعر زندگی از من در می رود(ص2)، این عشق جنازه(ص5)،تاریخ بی آغوش (ص6)، شاید غافلگیری (ص7) و ...

دغدغه
   در نطفه ی هیچ شعر دیده نمی شود که شاعری بی دغدغه متولد شده باشد. شروه نیز مثل هر شاعری دغدغه های خودرا با روی کار آوردن کلماتی چون؛ وطن ، مبارزه ، حماسه، خواب و بیداری ، کوچ ، عشق که بیشتر در معنای استعاری جایگزین کلماتی چون ؛ جاده ، پرواز ، خون ، مؤثرترین حضور را در شعر بر دوش کشیده اند.

عرفان
    جهان بینی شاعر می تواند فراتراز بصیرتی باشد که در چشم مادی خلاصه می شود. هر چند نگاه شروه این چشم دریدگی ها را رها و به منظرگاه تازه ای نیز توجه دارد ، اما مجال نگاه کردن به جهانی فراتر به سکته می انجامد. نوعی سکته که در میانه ی راه  اورا از کنکاش باز می دارد.

خوانده می شوم از چشمانت(ص17)

آسمان به زمین رسیدن را – دستت می رسد فقط(ص16)
دستم که رسید به تقاطع اش / رسیدم به فلسفه (ص14)
نور دور روزگار می چرخد / و عصبانیت گردمن (ص10) و...

اشارات خاص
    در این مجموعه ما با نکات کلیدی خاصی مواجه می شویم که همزمان به نوعی ترجمه نیز برای مخاطب نیازمند است. حضوربعضی از کلمات خاص چون ؛تنگستان ،مال کنون ،ارواح هفت رنگ،جلجتا، مرتاض ، یهود ، جرجیس ، گوسفندهای موسی و...به این پندارکمک میکند. درآخر" این یک جنازه ی عشق است"مجموعه شعری عمیق با تمام امکانات ادبی خواننده را از احساس زیبا و رنگین سیراب می کند، چشمه ای که به نظرمن عشق به زیبا ترین شکل ممکن جلوه افشانی می کند. برای این شاعر معاصر بهترین ها را از خداوند منان خواهانم .

شعری لطیف از این مجموعه:

حوا تو می شوی
و سیبی که گاز نمی زنیم
*
به بدرقه
بیدار ماندیم
با امدنت من نبودم
و لباس هایی که در چمدان خواب می دیدند!
*
چشم بگذاری
من برای همیشه گم نمی شوم
*
جرأتم جامانده
بالای دار تنهایی ات!   (از مجموعه شعر های این یک جنازه ی عشق است)

 


PAGES
درباره وبلاگ
sharveh1349@gmail.com

حمید رضا اکبری (شروه ) -شاعر -نویسنده -محقق و پژوهشگر - روزنامه نگارومنتقد اجتماعی- بازیگر تئاتر وسینما
متولد احمد آباد آبادان اما اصالتن اهل منطقه لیراوی استان بوشهر
عضو شورای راهبردی مطبوعات وخبرگزاریهای استان خوزستان -کارشناس فرهنگی وفعال اجتماعی -
برخی از فعالیت های ژورنالیستی مدیر وبلاگ از گذشته تا کنون :
خبرنگار خبرگزار ی بین المللی ایکنا
خبرنگار هفته نامه منطقه ای امید مردم در خوزستان
خبرنگار هفته نامه یادگاری خوزستان
سرپرستی هفته نامه منطقه ای نجوادر خوزستان
سرپرستی هفته نامه سایه تهران در خوزستان
سرپرستی هفته نامه منطقه ای صدای ملت در خوزستان
مسول صفحه پر ققنوس هفته نامه خبر بوشهر
مسول وبسایت خبری تحلیلی روزنامک

تلفن تماس: 09359835216
آثار: مجموعه شعر ها :

- افقهای خیس- 1373حوزه هنری تهران

پشت صداهای سنگ - -عرج نور- 1381

-وقتی سکوت می خواند 1385نشر شیلاو

بلواس بختیاری (پژوهشی -مردم شناسی) 1387انتشارات کردگار

اگر بگویم عاشقم دروغ گفته ام .1388

معاش(مجموعه داستان -انتشارات مهیستان -1388

سیاهمکان لیراوی در تاریخ بوشهر-1389

شنیده بودم جنگ(شعر) -نشر نیلوفران-1389

شکل کودک (مجموعه داستان )ناشر مولف -1391

لیلی می شوم تا شعر گریه کنم -(شعر)1391فراگاه

چوک 1 -برگزیده داستان نویسان انجمن چوک -1390نشر الما

اعتراف می کنم من مرگم -(داستان مینی مال ) 1391-فراگاه

بر ف را آب شده می خواهد - مجموعه شعر -نشر الکترونیکی حوا 91

برگزیده شعر جایزه ادبی لیراو -مجموعه شعر -نشر الکترونیکی حوا 91

برگزیده داستان کوتاه جایزه ادبی لیراو --نشر الکترونیکی حوا 91

تعزیه در جنوب ایران (پژوهشی )در حال نگارش

داور بخش شعر سراسری آفتاب مهربانی -1387 -یزد

دبیر جایزه ادبی لیراو -1389-1390

برنده جایزه شعر چیستا 1373با داوری سید علی صالحی

برگزیده دو دوره گنگره شعر ره آورد سرزمین نور

برگزیده نفر دوم کنگره شعر شاهد 1366

برگزیده چند دوره ادبیات داستانی و شعر خوزستان 86-87

برگزیده جشنواره ادبی شعر مهیستان استان بوشهر -1389

برگزیده نخستین جشنواره شعر خوزستان یادگار حماسه -آبان 88و 89

برگزیده کنگره شعر سوگواره حسینی دانشجویان سراسر کشور 1387

برگزیده چند دوره گنگره شعر دفاع مقدس

برگزیده و تقدیری شعر وداستان کوتاه جشنواره ادبی پایتخت پنجره ها

در سالهای -1388-1389-1390-1391
شاعر برگزیده جشنواره شعر استان بوشهر -1392
آخرین اخبار
کوبانی وطن من است
جایگاه اجتماعی رشته ادبیات در معرض خطر است
چند شعر ک -حمید رضا اکبری شروه -1393-بوشهر
«شروه» کاشف واژگانی است که کمتر کسان از آن بهره جسته اند
از شعرم خواب می ریزد -حمید رضا اکبری شروه
نگاهی به مجموعه داستان کوتاه بزرگراه- حمید رضا اکبری شروه
در آفریقا همه چیز سیاه است
رختخواب همین تکان خوردن نیست- شعر
کتاب این یک جنازه عشق است - مجموعه شعر
تشنگی هم تلاوت می خواهد
اتفاقی که نباید بیافتد
داور و فرمالیسم اجتماعی
بهار پشت سرم با معجزه می آید
داستانک
فراخوان چهارمین جایزه ادبی فارسی‌زبانان «لیراو»
نگاهی به شعر به خطِ سُریانی نوشته رزاجمالی
فوکونیه و مهرناز قربانعلی
من بمباران شده ام
رمانی با بن مایه هایی پیوندی
ناف آسمان را که ببرند
آرشیو
93/07/01 - 93/07/30
93/06/01 - 93/06/31
93/05/01 - 93/05/31
93/04/01 - 93/04/31
93/02/01 - 93/02/31
93/01/01 - 93/01/31
92/11/01 - 92/11/30
92/10/01 - 92/10/30
92/09/01 - 92/09/30
92/08/01 - 92/08/30
92/07/01 - 92/07/30
92/06/01 - 92/06/31
92/05/01 - 92/05/31
92/04/01 - 92/04/31
92/02/01 - 92/02/31
92/01/01 - 92/01/31
91/12/01 - 91/12/30
91/11/01 - 91/11/30
91/10/01 - 91/10/30
91/09/01 - 91/09/30
91/07/01 - 91/07/30
91/06/01 - 91/06/31
91/05/01 - 91/05/31
91/04/01 - 91/04/31
91/03/01 - 91/03/31
91/02/01 - 91/02/31
91/01/01 - 91/01/31
90/12/01 - 90/12/29
90/11/01 - 90/11/30
90/10/01 - 90/10/30
90/09/01 - 90/09/30
90/08/01 - 90/08/30
90/07/01 - 90/07/30
90/06/01 - 90/06/31
90/05/01 - 90/05/31
90/04/01 - 90/04/31
آرشيو
برچسب ها
امکانات
http://uplod.ir/4y45vi3uinh1/th_img_P417.jpg.htm

طراحی و توسعه : بهترین طراح