X
تبلیغات
شر وه نوشته ها
شر وه نوشته ها
فرهنگی-ادبی- خبری -تحلیلی
RSS طراح قالب وبلاگ پروفایل تماس با مدیر منوی اخبار صفحه اصلی
موضوعات
فرهنگي
پیوندها
باشگاه خبر نگاران جوان
دیلم پرس
کتاب سبز
بشارتی
دریا دلان -جنوب
نشریه آفتاب جنوبی
سایت ادبی وستا
سایت نیمدری
شهرستان ادب
صندوق حمايت از هنر مندان
نقد شعر
سايت شعرانه -
دوشنبه
سايت ادبي مايا
آن دیگری
وبلاگ نویسنده
شابک
حاجی زاده
صفحه من در سایت کرباس ادبی
سایت ادبی کرباس
تا دانه
نشریه پیاده رو
نشریه گیور ادبی
خبرگزاری کتاب
فراخوان های ادبی
پایگاه خبری جایزه ادبی لیراو
سازمان اسناد و کتابخوانه ملی ایران
سایت ادبی نورهان
خوانا نیوز
نشریه ادبی
سایت عقربه ها
کانون ادبی چوک
سایت لوح
فرهنگ وادب
کلهر نویسنده
ترنج نامه
سایت دکتر اشک داهلن
مجله نصور
ادبیات رادیکال
ماندگار
سایت مجله فیروزه
سایت ادبی
سایت ادبی مد ومه
سایت ادبی دانوش
ادبیات ما
مرور ادبی
زخم های من
كتابخانه مجازي
سايت هاي خبري وروزنامه هاي ايراني
آموزش عروض شعر پارسي
سايت آدم برفي ها
خبرگزاري ايلنا
روزنامک پايگاه اطلاع رساني
خبر گزاری ایکنا
وب داستانهای حمید رضا اکبری (شروه)
خبرگزاری -ایرنا
فارس
ایسنا خوزستان
رضا طاهری
مجله ادبی کندو
کتابخانه الکترونیکی
فارسی ساز
طراح قالب وبلاگ
پیوندهای روزانه
نوشته من در سایت ادبی صحنه ها
نوشته من در سایت هجوم ادبی
معرفی کتاب من در سایت وازنا
نوشته من در سایت هشتاد
مطلب من در سایت مرور
معرفی کتاب من در سایت والس
نوشته من در سایت مرور
شعر من در سایت رندان
نشستی با یک مدیر سایت ادبی
شعر من در وازنا
شعر
شعر من در سایت مرور

نقد يكي از شعر هاي من در خانه نقد
شعر های من در سایت جغد
شعرهای من در سايت پياده رو

آرشیو پیوندهای روزانه
طراح قالب وبلاگ
Powered By BLOGFA.COM
اتفاقی که نباید بیافتد

شهر سرما خورده

این آب بینی اش است

مردم می خورند

به شکل گرسنگی .

بن لادن نگاه کن !

دعا هایت مستجاب شد

میان رگهای خیابان مچاله شده ایم

مردم  دارند می خورند

می خورند  از هر طرف

می بینی .

راه ها را کج کرده اند

تا پیراهن  این زن !

مفت شده ایم

که می ریزیم

هشت در هفت  ضربدر خورده ایم .

آماده ایم

اتفاقی که نباید  بیافتد

شعر هم گیر دارد

در بیچاره گی این همه

آواره گی تن .

                                                        -1393-بهار  بوشهر

 


داور و فرمالیسم اجتماعی

 نگاهی به مجموعه داستان درخت


نوشته : میترا داور -1392-نشر افراز



مجموعه داستان درخت را که به دست می گیری تا با ولع بخوانیش  بلاشک  یاد این مطلب می افتید که با نویسنده ای روبرو هستید که قلمش در فضایی می چرخد که به اندیشه زنان و روزگار آنان برمی گردد . داور را سالهاست می شناسم . ذخیره ای از اندیشه که باید ابعاد نوشتاری کار هایش واکاوی شود . این مطلب را گفتم تا دوستان منتقد بر متیف های ناشناخته کار های او تمرکز کنند . ای کاش می توانستم کار هایش را به زبانهای زنده دنیا ترجمه می کردم .

داور با توجه به کار واشتغالی که در اجتماع دارد، به نظر من روایت گر نوعی فرمالیسم اجتماعی  می باشد .از این جهت که با نگاهی  دیگر گونه به محیط و اشیاء در روایتی اجتماع مدار داستانهایش را روایت می کند . کمپو زیسیونی از تفکرات مدرن

در حوزه ادبیات داستانی .در جایی خواندم :«هنگامی که بحث ارتباط اثر نویسنده  با زندگی‌اش پیش می‌آید آن وقت ممکن است مسائلی متشابه پیش بیاید. از کجا بدانیم کدام تجربیات زندگی نویسنده در اثرش منعکس یا تبدیل نشده است؟ تجربیاتی که از دید ما ناچیزند، در نظر شخصی که آن‌ها را از سر گذرانده سرنوشت‌ساز بوده‌اند.

داور در کار ها یش فرم دارد زیرا ادبیات هم فرم دارد. فرم ادبی «ادبیت» است. رومن یاکوبسن که از فرمالیست‌های روس بود: موضوع علم ادبیات، نه ادبیات که ادبیت است. یعنی آن چیزی که یک اثر خاص را به اثر ادبی تبدیل می‌کند.می گوید :در ادبیات داستان و اجزایش که با هم کار می‌کنند طبق آن چه که جرمی هاوثورن در کتاب‌اش می‌گوید فن روایت، لحن، شخصیت‌پردازی، گفتار، اندیشه ها/ فرآیندهای ذهنی، درگیری نمایش‌وار، عمل داستانی، نماد یا تصویر، مضامین و واکنش فرد، عناصری هستند که رمان را به عنوان یک اثر فرمال می‌سازند. این عناصر در کنار هم قرار می‌گیرند تا یک مضمون مشخص را از طریق رسانه‌ی داستان به مخاطب القا کنند.

داستان درخت  شاهکار داور است وهمین یک داستان  نمره بیست  برای این مجموعه است با تمام دیگر داستانهایش .

زبان بومی که نشان از شناخت  نویسنده از جنوب کشور است و انتخاب واژگان بومی در دیالوگ و منو لوگها  ی داستان همه نشان از مظلومیت و باور زنان جنوبی است .که میترا داور توانسته  با کلماتش به تصویر بکشد .

یکی از زن ها دست کشید به تنه اش و گفت :تنش زخم ورداشته .ئیجوری اذیت می شه . قطع اش کنن که راحت تره .ص-19

یکی از زن ها به پارچه ها اشاره کرد و گفت : ئی کهنه ها رو چال کنیم پای در ختو . ص-19

 لوکاچ در یکی از نوشته‏های خود خصلت ویژه مقوله هنری اثر هنری را یکی از گونه‏های انعکاس واقعیت می‏داند که در آن عینیت و ذهنیت به هم درآمیخته‏اند؛«خصلت ویژه»(eigenart)مقوله زیباشناسی آن است که انسان، در مرحله خاصی از تکامل، به زبانی جز زبان جادو برای تعبیر و توجیه جهان دست می‏یابد، و آن زبان هنر است، که به نظر لوکاچ به علم و فلسفه شباهت دارد؛یعنی هنر بخشی از روند تکوین انسان‏سازی است. جالب است خوانندگان محترم بدانند :مردم درختان را نه فقط به صرف درخت بودن، بلكه به اين دليل كه تجلي خداوند را مي‌توان در درختان مشاهده كرد، ستايش مي‌كردند. در بسياري از اعتقادات جوامع انساني درختان به عنوان سمبل حيات  و زندگاني جاويد و نيز محافظان مردگان در گورستان‌ها كاشته مي‌شدند. بقاياي اين اعتقاد هنوز هم در ميان برخي جوامع ديده مي‌شود..

اعتقاد به درخت به عنوان نشانه‌اي از حيات جاويدان از تمدن سومريان به بعد رايج شد. در كيهان‌شناسي سومريان در مركز عالم تك درختي قرار داشت كه هم نگهدارنده عالم و هم منشا ساير درختان و ميوه‌ها و حتي حيوانات بود. اين درخت در كهن‌ترين تصويرش بنا به توصيفي كه از آن در اساطير اوليه شده، درخت كيهاني غول پيكري است كه رمز كيهان و آفرينش آن است

داور زبان گویای ادبیات رنج زنان

زنان مظلوم و ستمدیده از  در دو سه دهه اخیر دستمایه ی بسیارى از نویسندگان زن بوده اند. "زن مظلوم" گاهى مورد توجه نویسندگان مرد نیز  قرار گرفته است.

در داستان سونامی و خط کمرنگ عشق و درخت  این موضوع پرنگتر به خواننده منتقل می شوند . بخصوص آنجا که مُردن مورچه ها و دیگری زود مُردن مردها در داستان سونامی مطرح می شود .به هر حال میترا داور در حوزه ادبیات زنانه ، حرفهای زیادی برای گفتن دارد تا انتشار داستانهای جدیدش منتظر می مانیم .

 

حمید رضا اکبری شروه -1393 –بوشهر 


بهار پشت سرم با معجزه می آید

می دوم !  

بهار پشت سرم  

 معجزه می خواهم  ! 

خرس نبینم 

سبزه ها را می خورد . 

یارانه ام را خورد ... 

گرسنه شدم 

خوابم تعبیر می شود   

نمی شود به زمین نخوریم ؟

 

نقاشی می شویم 

با تاریخ گوساله سامری 

در تکرار شدن . 

تگرگ می خوریم 

گیج  می خوریم 

خر می شویم 

تا فروخته می شویم 

زن فرار نکن! 

تعبیری ندارد خوابم ! 

چپ است رویای مردان امروزی   

یارانه ی سهم  مرا بگیر 

فاحشه نمی شود این کوچه 

تا دهان من می خواند 

بهار پشت سرم 

با معجزه می آید .

همان که کودکی ام  انتظار می کشد .       


                      1393-بهار -اهواز                  


داستانک

http://www.morour.ir/index.php/2-uncategorised/1086-2014-03-15-16-28-30

تا فردا 

آفتاب که رفت چیز دیگری برای ناگاه کردن پیدا نکرد .باد گیسوی پر کرشمه اش را چنگ می زند . انگار کسی هم دارد به شکل رقص خودش را تکان می دهد و می رود سمت آبگاه تا دوباره اسب  زیبای سواره را ببیند . این را هم شاید بوسلمه برایش تعریف کرده باشد . حس دریا دارد تا با جاشوان گرگور ها را به  دریا بفرستد و خودش برود عمق ، بنشیند به قشنگی ماهی ها .

و مثل همیشگی هایش "خصاک " ها را از تور ها در ساحل جدا کند و بگذاردشان روی آتشی که بر پا می کرد ، تا به دهان بکشد شان . تصویر ها را مرور کرد . اضافه و گاهی هم حذف .خسته که شد . روی تخت مسافرتی اش لم داد . فردا را وقت داشت برای تمام کردنش .

پیرزن به جاشو ای آب داد و کمی خرما .تکیه اش به نخل بود .مرد روی دستهایش خم شد و بوسیدش . زن بلند شد و با مرد غوص زدند به آب . زیر آب مرد ها چیزی کم داشتند و انگاری چیزی از بدن زنها بریده بودند ..این همه چگونه روی بوم نقاشی یک جا  تصویر می شود . باید دیوار یک شهر را آماده نقاشی می کردند . فرز بلند شد . سراغ ادامه نقاشی اش رفت . بعد دقیقه ای ماند . نمی دانست چه می کند . تماش را روی بوم ذهنش جا گذاشته بود . زیر نور شمع ، چشمانش اذیت می شدند . دست کشید؛ تا فردا که آفتاب بیاید .خورشید را هم زیر دریا دید . از نزدیک ندیده بود این همه بمبک را  . صدای آژیر بلند که شد . دوید بیرون  تمام فکرش توی اتاق جا ماند . همه  سمت پناهگاه دو می زدند . همه جا تاریکی گسترده بود .

سمت تاریکی دریا که می رفت . چشمش سیاهی رفت . صدای آوازی وحشتش را پر کرد . کودکی روی پای زنی سیه چرده نشسته بود و آواز می خواند . خوشش آمد . بوسلمه را گفت :  حال امروزت  سر خوشم کرد .

اینجا امام زاده هم داریم . بوسلمه گفت و سمت کف دریا دستش را کشید . جا پایی را نشانش داد. رد پای خضر بود .

گفت : می توانی زیارتش کنی .  گیج شد . دوست داشت خودش را هم می دید . قول دیدنش را گرفت .

-دور دیگر در سفری که خودم خبرش را برایت می آورم . بوسلمه گفت و سمت بالای آب آمدند . فکر جا دادن این همه تصویر روی بوم نقاشی ذهنش را در گیر کرده بود . صدایی  به خودش آورد .همه جا را دود پوشاند . خودش را وسط

زمین و آسمان دید .                                                                             –بوشهر 1392-دفتر کارم 


PAGES
درباره وبلاگ
sharveh1349@gmail.com

حمید رضا اکبری (شروه ) -شاعر -نویسنده -محقق و پژوهشگر - روزنامه نگارومنتقد اجتماعی- بازیگر تئاتر وسینما
متولد احمد آباد آبادان اما اصالتن اهل منطقه لیراوی استان بوشهر
عضو شورای راهبردی مطبوعات وخبرگزاریهای استان خوزستان -کارشناس فرهنگی وفعال اجتماعی -
برخی از فعالیت های ژورنالیستی مدیر وبلاگ از گذشته تا کنون :
خبرنگار خبرگزار ی بین المللی ایکنا
خبرنگار هفته نامه منطقه ای امید مردم در خوزستان
خبرنگار هفته نامه یادگاری خوزستان
سرپرستی هفته نامه منطقه ای نجوادر خوزستان
سرپرستی هفته نامه سایه تهران در خوزستان
سرپرستی هفته نامه منطقه ای صدای ملت در خوزستان
مسول صفحه پر ققنوس هفته نامه خبر بوشهر
مسول وبسایت خبری تحلیلی روزنامک

تلفن تماس: 09359835216
آثار: مجموعه شعر ها :

- افقهای خیس- 1373حوزه هنری تهران

پشت صداهای سنگ - -عرج نور- 1381

-وقتی سکوت می خواند 1385نشر شیلاو

بلواس بختیاری (پژوهشی -مردم شناسی) 1387انتشارات کردگار

اگر بگویم عاشقم دروغ گفته ام .1388

معاش(مجموعه داستان -انتشارات مهیستان -1388

سیاهمکان لیراوی در تاریخ بوشهر-1389

شنیده بودم جنگ(شعر) -نشر نیلوفران-1389

شکل کودک (مجموعه داستان )ناشر مولف -1391

لیلی می شوم تا شعر گریه کنم -(شعر)1391فراگاه

چوک 1 -برگزیده داستان نویسان انجمن چوک -1390نشر الما

اعتراف می کنم من مرگم -(داستان مینی مال ) 1391-فراگاه

بر ف را آب شده می خواهد - مجموعه شعر -نشر الکترونیکی حوا 91

برگزیده شعر جایزه ادبی لیراو -مجموعه شعر -نشر الکترونیکی حوا 91

برگزیده داستان کوتاه جایزه ادبی لیراو --نشر الکترونیکی حوا 91

تعزیه در جنوب ایران (پژوهشی )در حال نگارش

داور بخش شعر سراسری آفتاب مهربانی -1387 -یزد

دبیر جایزه ادبی لیراو -1389-1390

برنده جایزه شعر چیستا 1373با داوری سید علی صالحی

برگزیده دو دوره گنگره شعر ره آورد سرزمین نور

برگزیده نفر دوم کنگره شعر شاهد 1366

برگزیده چند دوره ادبیات داستانی و شعر خوزستان 86-87

برگزیده جشنواره ادبی شعر مهیستان استان بوشهر -1389

برگزیده نخستین جشنواره شعر خوزستان یادگار حماسه -آبان 88و 89

برگزیده کنگره شعر سوگواره حسینی دانشجویان سراسر کشور 1387

برگزیده چند دوره گنگره شعر دفاع مقدس

برگزیده و تقدیری شعر وداستان کوتاه جشنواره ادبی پایتخت پنجره ها

در سالهای -1388-1389-1390-1391
شاعر برگزیده جشنواره شعر استان بوشهر -1392
آخرین اخبار
اتفاقی که نباید بیافتد
داور و فرمالیسم اجتماعی
بهار پشت سرم با معجزه می آید
داستانک
فراخوان چهارمین جایزه ادبی فارسی‌زبانان «لیراو»
نگاهی به شعر به خطِ سُریانی نوشته رزاجمالی
فوکونیه و مهرناز قربانعلی
من بمباران شده ام
رمانی با بن مایه هایی پیوندی
ناف آسمان را که ببرند
من بجای تمام دستهای مردم حرف می زنم
یادگار کودکی مان
مروری بر رمان البوم خانوادگی -نقل و قول هایی مستقیم به شیوه روایتی
چند کوتاه
بررسی کتاب خون –مجموعه شعر-1391
کلمات امروز فروشی شده اند
ویتگنشتاین ،هر منوتیک ‌ و محمد آشور
نره شیری همه چیز را جابجا کرد
خوانش شعر هایی از چند دیدگاه
شهر را به مسافرتی اجباری رفتم
آرشیو
93/01/01 - 93/01/31
92/11/01 - 92/11/30
92/10/01 - 92/10/30
92/09/01 - 92/09/30
92/08/01 - 92/08/30
92/07/01 - 92/07/30
92/06/01 - 92/06/31
92/05/01 - 92/05/31
92/04/01 - 92/04/31
92/02/01 - 92/02/31
92/01/01 - 92/01/31
91/12/01 - 91/12/30
91/11/01 - 91/11/30
91/10/01 - 91/10/30
91/09/01 - 91/09/30
91/07/01 - 91/07/30
91/06/01 - 91/06/31
91/05/01 - 91/05/31
91/04/01 - 91/04/31
91/03/01 - 91/03/31
91/02/01 - 91/02/31
91/01/01 - 91/01/31
90/12/01 - 90/12/29
90/11/01 - 90/11/30
90/10/01 - 90/10/30
90/09/01 - 90/09/30
90/08/01 - 90/08/30
90/07/01 - 90/07/30
90/06/01 - 90/06/31
90/05/01 - 90/05/31
90/04/01 - 90/04/31
90/03/01 - 90/03/31
90/02/01 - 90/02/31
90/01/01 - 90/01/31
89/12/01 - 89/12/29
89/11/01 - 89/11/30
آرشيو
برچسب ها
امکانات
http://uplod.ir/4y45vi3uinh1/th_img_P417.jpg.htm

طراحی و توسعه : بهترین طراح